بهكار آيد يا به لاتيني ترجمه شود. بههرحال، ابن نفيس توانست شاهد سالخوردگي خود باشد، حال آنكه سِـروِت بيچاره در سال 1553 بهفرمان كالوين درآتش سوزانده شد.1
چينيان از قرنها پيش داراي معلومات تجربي در زمينهاي بودند كه ما آن را بيماريهاي ناشي از نارساييهاي غذايي ميناميم و با برنامهٴ غذايي مناسب آنها را درمان ميكردند. چنين معلوماتي در رسالهٴ هو سسوـ هوئي در حدود سال 1330 آمده است. البته، آنان تصوري از ويتامينها نداشتند، ولي ميدانستند برخي غذاها براي بازگرداندن و نگهداري سلامتي از غذاهاي ديگر بهترند.
6. بيماريهاي زنان و زايمان (مقدمه، 2، 879). غيرواقعي بودن عجيب برخي آثار كالبدشناسي در مورد زهدان بهخوبي معلوم شده است. موندينو بارها اين عضو را تشريح كرده بود و ميتوانست آن را در اوضاع و احوال مختلف (طبيعي، هنگام قاعدگي، هنگام زايمان و پساز آن) ملاحظه كند، بااينهمه، از توصيف ارسطو و مايكل اسكات پيروي كرده و برخلاف جالينوس گفته است كه رحم داراي هفت حفره است، سهتا در سمت راست، سهتا در سمت چپ و يكي در وسط!2 موضوعات شگفتانگيز لقاح و آبستني در بسياري كتابها مشتاقانه مورد بحث قرار ميگرفت، نهتنها در دايرةالمعارفها و كتابهاي پزشكي ويژهٴ افراد دانشمند، بلكه در آثاري همچون
قيافهشناسي مايكل اسكات (سيزدهم ـ 1) و اسرار زنان منسوب به آلبرت كبير (سيزدهم ـ 2) كه تاريخ و منشأ آن مسلم نيست.
اسرار زنان مورد علاقهٴ گروه زيادي قرار گرفته بود و يكي از پر مشتريترين آثار سدههاي ميانه بود (سارتُن،
اُسيريس 5، 189 ـ 191، 1938). اين مسايل مهم و اضطرابآور را فيلسوفان و متكلمان هم مورد بحث قرار ميدادند، از قبيل اجيديوي رمي (سيزدهم ـ 2)، يا هركس كه موٴلف تشكيل جسد انسان در رحم منسوب به برادرْ جيل بود. مسايل رواني مربوط به آبستني (دركدام مرحله جنين حكم فرد انساني را پيدا ميكند؟ كي داراي روح ميشود؟) كمتر مايهٴ اشتغال خاطر نبود؛ دانته با آن درگير شد و ميتوان مطمئن بود كه بسياري مردم عادي و كشيشان هم بدان ميانديشيدند. مسايل قانوني هم مطرح بود. طول مدت آبستني انسان چهقدر است؟ ده ماه قمري (يا نه دوازدهم سال) بهعنوان اين مدت پذيرفته شده بود، ولي ايندوره ممكن بود كوتاهتر يا بلندتر شود، آيا ممكن نبود؟ چينو دا پيستويا حقوقدان بزرگ دراينباره با جنتيله دا فولينيو پزشك مشورت كرد و او رسالهٴ مفصلي نوشت، كه شامل بسياري پيچيدگيهاي عجيب است. قبلاً از رسالهٴ يوناني يوآنس
1. ممكن است اعتراض شود كه نه ابن نفيس و نه سِرْوِت از گردش ششي خون واقعاً آگاه نبودند و اين ويليام هاروي بود كه اولبار آنرا دريافت (سارتُن،
ايسيس، 34، 29، 1942؛ 35، 186، 1944).
Felice La Torre: L'utero attraverso i secoli da Erofilo ai giorno nostri (p.
79, Castello 1917; Isis 5, 279) .2